نقد و بررسی
کتاب مسافر کوچولو (داستان های صلح و دوستی) اثر حدیث لرز غلامی نشر علمی و فرهنگینی نی گولو توی شکم مامانش تالاپ تولوپ کرد و پرسید بیام بیرون؟
مامانش که داشت آسمان را نگاه می کرد گفت آآآخ آآخ! بیای بیرون؟ اوخ اوخ!… نیا! نیا!
فکر میکنی چرا مامان نی نی گولو آخ آخ کرد؟
فکر می کنی چرا مامان نی نی گولو گفت نیا! نیا!











0دیدگاه