نقد و بررسی
کتاب قصه الاغه و کلاغه اثر اسدالله شعبانی نشر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانانالاغه که علفش را خورده و سیر شده بود، برای گردش به آن طرف تپه رفت. وقتی به آن جا رسید با تعجب دید که ننه کلاغه آش صابون می پزد. الاغه خنده اش گرفت، ولی کم کم وسوسه شد که کمی از آن آش بخورد. اما ظرف غذا به اندازه الاغه پیدا نمی شد. الاغه رفت طرف دیگ که از توی آن آش بخورد که کلاغ ها به طرف او هجوم بردند و…










0دیدگاه