فروشگاه مداد آبی
توضیحات
همۀ آدمها برای خود رازی دارند، ولی آیا محرماسراری هم هست؟
سلنا مورفی در مسیر برگشت از محل کار به خانه، در قطار با زنی اسرارآمیز به نام مارتا همصحبت میشود و زن پیش او اعتراف میکند که با رئیسش رابطه دارد. درمقابل سلنا هم راز خود را با او در میان میگذارد و به رابطۀ همسرش با پرستار بچهها اشاره میکند.
با رسیدن سلنا به مقصد، از هم خداحافظی میکنند و او اصلاً انتظار ندارد که دوباره با آن زن ملاقات کند. تااینکه پیامی با این مضمون دریافت میکند: «میشه یه قرار بذاریم و با هم صحبت کنیم؟ مارتا هستم، توی قطار هممسیر بودیم.»
ولی سلنا که به خاطر ندارد به او شماره داده باشد، پیامش را پاک میکند… تااینکه چند روز بعد پرستار بچههایش ناپدید میشود و سلنا کمکم به این فکر میافتد که نکند این دو ماجرا به هم ربطی داشته باشد. واقعاً مارتا که بود؟ از سلنا چه میخواست؟
مشخصات
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||
دیدگاهها
دیدگاه کاربرها
کتاب اعترافات در ساعت 7:45 اثر لیزا آنگر ترجمه مهناز مهری نشر کتاب کوله پشتی
ثبت دیدگاه به معنی موافقت با فروشگاه مداد آبی است.
نحوه نمایش دیدگاه
چرا راضی نبودید؟
لطفاً دلیل نارضایتیتون رو انتخاب کنید تا خدمات بهتری بدیم.پرسشها
کتاب اعترافات در ساعت 7:45 اثر لیزا آنگر ترجمه مهناز مهری نشر کتاب کوله پشتی
پرسش و پاسخ
شما هم درباره این کالا سوال بپرسید


اولین نفر دیدگاهتان را درباره این کالا بنویسید
شما هم میتوانید در مورد این کالا نظر دهید.
اگر این محصول را قبلا از دیجیکالا خریده باشید، دیدگاه شما به عنوان خریدار ثبت خواهد شد. همچنین در صورت تمایل میتوانید به صورت ناشناس نیز دیدگاه خود را ثبت کنید