نقد و بررسی
کتاب لیرشاه (ادبیات کلاسیک جهان) اثر ویلیام شکسپیر ترجمه جواد پیمان نشر علمی فرهنگیبه عقیده بسیاری از ناقدان سخن، گذشته از هملت، لیرشاه از نظر ادبی بر دیگر نمایش نامه های شکسپیر برتری دارد. شکسپیر این اثر را در دوران اوج نبوغ خود نوشته است. گویا آن را از داستان های کهن قوم سلت گرفته و با استادی و چیره دستی تمام، با داستان دیگری به هم امیخته و اثری بدیع پدید آورده است.
لیرشاه، پادشاه کهنسال انگلستان، قلمرو خویش را بر اثر نادانی و سبکسری به دو دختر ناسپاس و چاپلوس خود می بخشد و دختر کهتر را که از چرب زبانی و مداهنه پرهیز دارد، از این بخشش محروم می کند. اما این دو دختر چنان با پدر پیر خویش بدرفتاری و گستاخی می کنند که او دیوانه می شود و در میان طوفانی سهمگین سر به بیابان می گذارد. این قسمت از نماش نامه نقطه اوج هیجان و بحران داستان لیر است و پرتو درخشان نبوغ شکسپیر را به وضوح تمام نشان می دهد.
سر انجام، لیر دیوانه جسد بی جان دختر کهتر خود را، که به دست گماشتگان خواهرانش از پای در آمده است، در آغوش می گیرد و از رنج زندگی رهایی می یابد.











0دیدگاه