نقد و بررسی
کتاب پادشاه غرور (مجموعه پادشاهان گناه 2 شمیز) اثر آنا هوانگ ترجمه مونا نصر نشر ماتآن دختر در هر زمینه ای نقطه مقابل اوست…
و بزرگترین وسوسه ای که تا به حال احساس کرده است.
کای یانگ کم حرف، خویشتن دار و بیش از حد شایسته، نه وقتی برای هرج و مرج دارد و نه تمایلی به آن.
ایزابلا با موهای بنفش و شوخی های نامناسب، می تواند تعریف کاملی از هرج و مرج باشد.
این وارث میلیاردر، با توجه به رای حیاتی مدیرعاملی و یک امپراتوری رسانه ای در خطر، نمی تواند حواس بپرتی هایی را که منشا آن ها ایزابلاست، تحمل کند.
آن دختر از هر نظر با او متضاد است و همین طور بزرگترین وسوسه ایست که تا به حال با آن مواجه شده.
ایزابلا تمام چیزی است که او نباید بخواهد، ولی با هر نگاه و هر برخورد، وسوسه می شود تا تمام قوانین خودش را زیر پا بگذارد و او را مال خودش بکند.
ایزابلا والنسیا
جسور، دم دمی مزاج و سرشار از زندگی که تا به حال به هیچ تفریح و مهمانی نه نگفته است و هیچ مردی هم نبوده است که مجذوبش نشده باشد، البته جز کای یانگ.
این نباید اهمیتی داشته باشد، چون آن مرد با سلیقه اش مطابقت ندارد و حتی تفریحش خسته کننده و ترجمه متون کلاسیک به لاتین است! عضویت کای در کلوپ انحصاری والهالا – که ایزابلا در آن کار می کند – به این معنی است که کای کاملا قدغن و ممنوع است، اما ایزابلا نمی تواند انکار کند که در زیر ظاهر آرام و خونسرد کای، مردی وجود دارد که می تواند تنها با یک حرف او را ذوب کند.









0دیدگاه