نقد و بررسی
کتاب آن سوی آبی بی کران اثر لارن ولک ترجمه شبنم حاتمی نشر پرتقالدر کتاب «آن سوی آبی بیکران» با کرو آشنا میشویم. کروی دوازدهساله تمام زندگیاش را در تکهجزیرهای کوچک و جدامانده از بقیهی جزیرههای سرد و زیبای الیزابتی در ایالت ماساچوست گذرانده است. وقتی فقط چند ساعت از تولدش گذشته بود، سوار بر قایقی کوچک در دریای بیکران رها شد. تنها دوستان و همصحبتهایش اُش، مردی که او را از دریا گرفته و بزرگ کرده، و خانم مگی، همسایهی تندخو و در عین حال مهربانش در آن سوی آبراه هستند. کرو همیشه نسبت به دنیای اطرافش کنجکاو بوده، اما یک شب با دیدن آتشی مرموز و عجیب در آن سوی آب، پرسشهایی دربارهی گذشته توی قلبش شکل میگیرد.
قصهای پویا و پراحساس که به زیبایی نوشته شده و با ضربآهنگی آهسته و درهمتنیده به کشف پاسخهای مسئلههایی چون هویت، تعلق خاطر و معنای حقیقی خانواده میپردازد. میتوان گفت شخصیتهای این داستان سمبلهای عشق، وفاداری و حمایت بیدریغ از همدیگر هستند. علاوه بر اینها، نویسنده به بیماری جذام که یکی از شخصیتهای داستان به آن مبتلاست، اشاره میکند.








0دیدگاه