نقد و بررسی
کتاب دختر انار اثر ایشا سعید ترجمه فاطمه پارسا نشر پرتقالدختری به نام اَمَل، در دهکدهای در پاکستان زندگی میکند. دهکدهای که به قول خودش روی نقشه حتی به اندازهی یک نقطه هم نیست. او تشنهی خواندن و یاد گرفتن و عاشق شعر خواندن و نوشتن است. رؤیایش این است که در آینده معلم شود. او در مدرسه ساعتهای بیشتری را کنار معلمش میماند و به او در تمیز کردن کلاس کمک میکند. ولی به عنوان دختر بزرگ خانه در یک خانوادهی سنتی، وظایف زیادی به عهده دارد. مادرش بعد از به دنیا آوردن چهارمین دختر، دچار افسردگی میشود. مدام در اتاق خودش است و هیچکاری انجام نمیدهد. حتی برای شیر دادن به نوزادش نیز به زور راضیاش میکنند. به همین دلیل، اَمَل به خواست پدرش مجبور میشود مدرسه رفتن را به وقتی دیگر موکول کند، غافل از اینکه این تصمیم ماجرای زندگی امل را به کلی دستخوش تغییر میکند.
این کتاب، شرح داستانی عمیق، تلخ و امیدبخش است. جملات کتاب ساده، بسیار شاعرانه و زیبا هستند که به خوبی تصویر فضاها را در ذهن شکل میدهند. قهرمان این داستان، زور و ظلم را نمیپذیرد و مهمتر از آن، سکوت در برابر ظلم برایش غیرقابل تحمل است.








0دیدگاه