نقد و بررسی
کتاب رنگ انتقام (چهار گانه فونکه 4) اثر کورنلیا فونکه ترجمه کتایون سلطانی نشر افقداستان رنگ انتقام پنج سال پس از وقایعی که در رمان سیاهمرگ رخ داده، آغاز میشود. مگی و دوستش، دوریا، میخواهند برای کشف ناشناختههای دنیای جوهر راهی سفر شوند. همزمان، ارفئوس میخواهد از گردانگشت که به او خیانت کرده است، انتقام بگیرد.
مگی و مو شخصیتهای محوری سهگانهی فونکه بودند، ولی در رنگ انتقام تمرکز بر گردانگشت و ارفئوس است. این رمان از نظر ساختاری مشابه جلدهای قبلی است که فصلهای کوتاه دارند. هر فصل یک عنوان دارد و با تکهای شعر یا متن از کتابی آغاز میشود که به محتوای آن فصل اشاره میکند.
کتاب رنگ انتقام با مرور وقایع پیشین و توصیف وضعیت فعلی شخصیتهای داستان شروع میشود. مگی در این جلد مستقلتر شده و نگاه زنانهای به دنیای جوهر دارد. گردانگشت و شازدهمشکی اکنون با نامهای واقعی یعنی ناردو و نیامه حضور دارند. از گذشتهی ارفئوس بیشتر گفته میشود که نام واقعی او هم انریکو اسکاپاتو است. فونکه در این جلد بیش از گذشته به درون ارفئوس نفوذ میکند و او را از یک ضدقهرمان به شخصیتی تراژیک تبدیل میکند که میل ناگزیری به تغییر سرنوشت دارد و از سوی دیگر، توان این تغییر را ندارد. شخصیتهای جدید مانند لیلیا، دوست جِهان، معرفی میشود که پیش زنان خوب جنگل پرورش یافته است.
برای همین، چهارگانهی فونکه را میتوان یک اثر مستقل دانست و رنگ انتقام را هم یک رمان مستقل تلقی کرد که داستانی جدید را در همان جهان روایت میکند. این استقلال باعث میشود که خوانندگان تازهوارد بدون نیاز به شناخت کامل سهگانهی پیشین، با جهان داستان و شخصیتهای جدید ارتباط برقرار کنند.











0دیدگاه