نقد و بررسی
کتاب خلیج فارس (هارتلند جهان) اثر سیروس غفاریان نشر مدرسهاز سپیده دم تاریخ تا قرن ها، حکمرانان فلات بزرگ ایران تنها کسانی بودند که در خلیج فارس دریانوردی می کرده اند. در دوران اساطیری می بینیم که کیکاوس کیانی از راه سواح جنوبی خلیج فارس به هاماوران (یمن) می رود. در دوران تاریخی به ویژه از زمان داریوش، این تفکر در ذهن داریوش اول هخامنشی رسوخ کرد که با حفر کانالی در منطقه سوئز، خلیج فارس را از راه دریای سرخ به مدیترانه متصل کند. در همین زمان، نام این خلیج تحت عنوان “دریاتی هچا پارس آی تی (دریایی که از پارس آید)” در تاریخ جهان درخشید. از آن مقطع زمانی به بعد تا چند هزار سال کرانه های جنوبی خلیج فارس فقط پادگان های ایرانی بوده و عنصر غیرایرانی وجود نداشته است. مورخان و جغرافی دانان یونانی و رومی، همه در پارسی بودن این راه بزرگ دریایی اتفاق نظر داشته اند.
در طلوع اسلام، همه جغرافی نویسان و جهانگردان عرب و مسلمان بیش تر از تاریخ نویسان ایرانی بر فارسی بودن این خلیج پافشاری داشته اند که در این کتاب به تفصیل شرح داده ایم. این خلیج همواره نام فارس (پارس) را با خود همراه داشته است.
در 1960 در زمانی که در دانشگاه عین الشمس قاهره و دانشگاه بغداد نقشه هایی با عنوان “الخلیج الفارسی” چاپ و منتشر می شد، و تن از زمامداران قاهره و بغداد برای تحت الشعاع قرار دادن مشکلات کشورشان نغمه ناموزون جعلی عربی بودن این راه دریایی را سر دادند، غافل از آن که بلندگوهای آنان نمی تواند مدارک ثبت شده در آرشیوهای کشورهای خودشان را نابود سازند.










0دیدگاه