نقد و بررسی
کتاب سرود کریسمس اثر چارلز دیکنز ترجمه عاطفه جلیل مرندی نشر نودابرای شروع باید بگویم آقای مارلی ریق رحمت را سر کشیده بود. در مورد مرگ او هیچ شک و تردیدی وجود نداشت. مارلی پیر هفت کفن پوشانده بود. البته اسکروج هم مطمئن بود که مرده است. جور دیگری هم نبود.نمی دانم او و اسکروج چندین سال با هم شریک بودند. اسکروج تنها رفیق و یگانه عزادار او بود. اما این اتفاق غم انگیز اسکروج را چندان متاثر نکرد. مراسم کفن و دفن مارلی مرا یاد شروع داستان انداخت. شکی نیست مارلی مرده بود. همه چیز باید به صراحت بیان شود وگرنه در داستانی که برایتان نقل می کنم، حق مطلب ادا نخواهد شد…






0دیدگاه