نقد و بررسی
کتاب گمشده در ناکجا اثر سامانتا ام کلارک ترجمه آزاده کامیار نشر پرتقالپسری در جزیرهای دورافتاده و خالی از سکنه چشم باز میکند و خود را تنها و زخمی مییابد. او هیچ چیز به خاطر نمیآورد، نه یادش میآید چطور سر از آن جزیره درآورده و نه میداند حتی نامش چیست. او اطراف جزیره جستجو میکند و چیزی نمییابد. در عین حال شخصیتی خیالی نیز با پسر حرف میزند. این شخصیت بسیار بدجنس و عصبانی است و همواره سعی میکند پسرک را ناامید کند و بترساند. اما پسرک تصمیم میگیرد مانند شوالیههای شجاع داستانها باشد و به دنبال نوری که از دور میبیند برود.
در این کتاب نویسنده به خوبی مسائل عمیقی مانند مرگ، انتخاب، ترس و مشکلات تصمیمگیری را برای مخاطبان جوان خود توصیف میکند. نثر کتاب با ریتمی شاعرانه و روان، احساسات، اضطرابها و ترس از رها شدن و گم شدن را شرح میدهد. داستان کتاب هم بسیار جذاب و گیراست، به گونهای که زمین گذاشتن کتاب برای خواننده دشوار است. و البته، نتیجهگیری و بخش انتهاییِ کتاب خواننده را میخکوب و وادار به تفکر میکند.










0دیدگاه