نقد و بررسی
کتاب خفاش کوچولوی وفادار (ماجراهای خفاش کوچولو 1) اثر رناته ولش ترجمه کتایون سلطانی نشر چکهلیتسی خانم با دستهی جارو تار عنکبوتی را که به سقف آشپزخانهاش چسبیده میاندازد پایین. پیرزن از دیدن خون آشامی فسقلی که لای تار عنکبوت خوابیده، هاجوااج میشود و وحشت زده میگوید: «ایداد، نمیتوانم باور کنم مگر اصلا چنین چیزی ممکن است؟» اما بعد از آن که از حالت شوک بیرون میآید. تصمیم میگیرد به خفاشک با شیشه شیر کوچولویی شیر دهد و خودش یواش یواش بزرگش کند. خفاش کوچولوی لیستی خانم که به جای خون شیر میمکد. خصوصیت حیرت انگیزی پیدا میکند: هروقت با آدمی عصبی یا خشن روبه رو میشود. فوری به کیسه صفرایش نیش میزند و تمام زهرش را بیرون میکشد… .








0دیدگاه