نقد و بررسی
کتاب خاک بکر اثر ایوان سرگی یویچ تورگنیف ترجمه عبدالرحمان رزندی نشر علمی فرهنگیخاک بکر آخرین رمان ایوان تورگنیف است، و شاید در این آخرین رمان، بیش از هر جای دیگر، آن لحن تیز طعن آلوده نویسنده بر همه گروه های اجتماعی مدعی تغییر در یک جامعه به امان آمده از تزاریسم می تازد و بی مایگی آن ها را برملا می کند؛ این رمان هم زمان هم هجویه ای است علیه شعارهای روشنفکرمآبانه، و هم هجمه ای است علیه بی صداقتی های عملگرایانه، و سرانجام تحسری است بر خاک بکر کشور، روسیه مقدس، که بر رغم میل افراد به تغییر، همچنان لم یرزع مانده است.
کار نژادنف، روشنفکر اعیان زاده مردم خواه و پشت پا زده به اشرافیت، با آن سر پر شور و شر و روح بی قرار، به جایی می رسد که خودش را هم در میان محفل میکده ای هایی می بیند که مضحکه شان می کرد. می خواهد به میان مردم برود. همه می گویند مردم. همچنان که مارینا -که صادق تر است- هم همین را می خواهد. اما این تا هنگامی است که نشسته باشی توی محفلی و داد سخن بدهی و رای و نظر نقل کنی از این و آن. مسئله این است که این مردم، مردمی که می خواهیم به میانشان برویم، همه چیزشان، و از جمله بوی عرقشان، زننده است. درکمان هم نمی کنند.










0دیدگاه