نقد و بررسی
کتاب قطار نیمه شب اثر مت هیگ ترجمه رزا حسینی سارانی نشر میلکاناگر زندگی مثل یک فیلم از مقابل چشمانت بگذرد، آن را در کدام لحظه متوقف خواهی کرد؟
گذشته را نمی توان تغییر داد، اما قطار نیمه شب می تواند این امکان را برایت فراهم کند؛ در این صورت فرصتی خواهی یافت تا دوباره لحظه هایی را زندگی کنی که برایت بیشترین معنا را داشته اند، و شاید تازه دریابی که واقعا چه کسی بوده ای.
ویلبر بهترین روزهای زندگی خود را در کنار مگی، عشق زندگی اش، سپری کرد، به خصوص روزهای کوتاه اما ماندگار ماه عسلشان در ونیز. اما بعد از آن، همه چیز با شتابی بی امان پیش رفت و سایه های تلخ گذشته، رفته رفته روشنایی پیش روی او را در خود فرو برد.
وقتی در اوج قدرت، شهرت و ثروت، ناگهان زیر پای آدم خالی شود، چه کسی مقصر است؟ چه کسی مسئول آن همه فاصله با جهانی آشنا و درونی پردرد است؟ آیا پناه بردن به دنیای اعداد و ارقام و نمودارها می تواند راهی برای تحمل دردهای نهفته باشد؟
ویلبر آرزو دارد به عقب برگردد و این بار با چشمانی باز و ذهنی آگاه زندگی کند. اما چنین فرصتی، بهای سنگینی دارد.
قطار نیمه شب داستانی عاشقانه و جادویی است که با سفر در زمان، بار دیگر قدم به دنیای کتابخانه نیمه شب می گذارد.









0دیدگاه