نقد و بررسی
کتاب بازی های پیچیده (جلد دوم گالینگور) اثر آنا هوانگ ترجمه مائده ترنم نشر ماتاو هرگز نمی تواند آن دختر را به دست آورد، اما با وجود این چیزی جلودارش نیست.
خویشتن دار، بدخلق و از خودراضی؛ رایز لارسن بادیگارد تراز اولی است که برای خودش دو قانون دارد:
1- به هر قیمتی که شده از کارفرمایش محافظت کند؛
2- تحت هیچ شرایطی احساسات را درگیر کار نکند.
او هرگز وسوسه نشده است که این قوانین را بشکند… تا زمانی که با او رو به رو می شود.
بریجت وان آشبرگ؛ شاهزاده خانمی که به اندازه خود او لجباز است و با آتش درونی اش همه قوانین را می سوزاند و خاکستر می کند. او هیچ شباهتی به انتظاراتش ندارد، اما همان کسی است که همیشه به او نیاز داشته است.
هر روزی که می گذرد، آن دختر ذره ای بیشتر از قبل دیوارهای دفاعی اش را می شکند تا آنجا که با واقعیتی انکار ناپذیر رو به رو می شود. با وجود سوگندی که برای حفاظت از شاهزاده خورده است، به دست آوردن او تنها چیزی که می خواهد.
چون شاهزاده خانم به او تعلق دارد.
همچون میوه ای ممنوعه، رویای دست نیافتنی او است.
باوقار و مصمم؛ شاهزاده بریجیت در قید و بندهای وظیفه و تعهد اسیر است. او در آرزوی داشتن آزادی است، آزادی برای انتخاب مسیر و عشق زندگی اش، اما با کناره گیری برادرش از سلطنت، ناگهان چشم اندازی که از آینده داشت تغییر می کند، ازدواجی سیاسی، مصلحتی و بدون عشق در کنار تاج و تختی که هرگز آن را نمی خواست.
در کنار پیچیدگی ها و فریبکاری هایی که در جایگاه جدیدش با آن ها رو به رو می شود، چیز دیگری هم هست که باید آن را پنهان کند: آرزوی داشتن مردی که نمی تواند او را در کنارش داشته باشد.
کسی که بادیگارد او؛ محافظ او و در نهایت، نابود کننده اوست.










0دیدگاه