نقد و بررسی
کتاب چشم به راه مادر اثر مصطفی خرامان نشر سروشبچه روباه شنی که کوچولو بود و بامزه، دمش را گذاشته بود زیر خودش و جلوی در لانه شان منتظر بود.
قرمزی و مادرش موقع برگشتن به لانه شان شنی را دیدند. قرمزی گفت: «تنها نشسته.»
بازخورد خود را بنویسید ثبت اطلاعات
تومان
ثبت اطلاعات


بچه روباه شنی که کوچولو بود و بامزه، دمش را گذاشته بود زیر خودش و جلوی در لانه شان منتظر بود.
قرمزی و مادرش موقع برگشتن به لانه شان شنی را دیدند. قرمزی گفت: «تنها نشسته.»
| مشخصات دیگر |
|
|---|
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.



0دیدگاه