نقد و بررسی
کتاب چستر راکون و جیب پر از بوسه (قصه های چستر کوچولو 2) اثر اودری پن ترجمه شهلا انتظاریان نشر بازی و اندیشهکتاب «چستر راکون و جیب پر از بوسه» دومین جلد از مجموعهی «قصه های چستر کوچولو» است. با لب و لوچهی آویزان و ناراحتی چستر شروع میشود. میدانید چرا؟ آخر داداش کوچولو (رونی) همهجا دنبالش میرود، دمش را میکشد، با اسباببازیهایش بازی میکند، روی تابش تاب میخورد و خلاصه تمام کارهایی که چستر را ناراحت میکند، انجام میدهد. برای همین چستر از مامان میخواهد تا بروند و داداش کوچولو را پس بدهند. مامان با آرامش جواب میدهد که آخر کار داداش کوچولو همین است دیگر… البته در ادامه، از آن کارهای مخصوص خودش را هم انجام میدهد. دست چستر را میگیرد و وسط کف دستش را میبوسد. اینطور میشود که گرمای محبت مامان تا قلب چستر کوچولو بالا میرود و حرف همیشگی او در ذهنش جان میگیرد. «مامان دوستت دارد. مامان دوستت دارد.» اما در یک چشم به هم زدن اشکهای داغ او مثل باران بهاری روان میشود و از صورت کوچولوی غمگینش پایین میآید. میدانید چرا؟ چرا؟ آخر مامان وسط کف دست رونی را هم میبوسد. چستر خیال میکند مامان از بوسهی او به رونی داده است. به نظر شما در ادامهی داستان چه اتفاقی میافتد؟ بالاخره خیال چستر راحت میشود؟ مامان چه میکند؟ رونی چطور؟










0دیدگاه