نقد و بررسی
کتاب جادوی رنگین کمان 19 (پالی پری سرگرمی) اثر دیزی مدوز ترجمه شادی دبیری نشر زعفرانکریستی تیت از پنجره ی مینی بوس برای مادرش دست تکان داد و گفت: «خداحافظ مادر!» مینی بوسی که بچه های گروه دختران پیشاهنگ سوارش بودند از کنار کلیسا به راه افتاد. ریچل واکر، دوست صمیمی کریستی هم داد کشید: «خداحافظ خانم تیت!» مینی بوس داشت از میان دهکده می گذشت که ریچل رو کرد به کریستی و با خوشحالی گفت: «چه قدر سرپرست گروه تان ماه است که به من اجازه داد به اردوی گروه دختران پیشاهنگ بیایم.»









0دیدگاه