نقد و بررسی
کتاب لیوی و ویزی (یک دانه) اثر لاله جعفری نشر محراب قلملیوی یک لیوان کوچولو بود. نشسته بود روی میز و منتظر پارچ بود. زنبور کوچولو که اسمش ویزی بود، لیوی را دید. با خودش گفت: آخی، طفلکی تنهاست. بروم باهاش بازی. و ویزی پرید توی لیوی. دورش چرخی زد و دیوارهای شیشهایاش را نگاه کرد. میخواهی بدانی ویزی چی دید و لیوی چه کرد؟ کتاب را بخوان تا بدانی!








0دیدگاه