نقد و بررسی
کتاب خاطرات یک بی عرضه 15 اثر جف کینی ترجمه ندا شادنظر نشر ایران بانگرگ هفلی و خانوادهاش با تغییراتی اساسی روبرو هستند. آنها میخواهند دستی به سر و روی خانهشان بکشند و آن را بزرگتر کنند. اما با وجود جانوران ناخوانده، کپکهای سمی و دیوارهای پوسیده، خیلی زود گرگ فهمید آنقدرها که فکر میکردند، نوسازی خانهشان آسان نیست. وقتی آبها از آسیاب میافتد، آیا گرگ هفلی و خانوادهاش در همان خانه میمانند یا مجبور میشوند از شهر خارج شوند؟










0دیدگاه