نقد و بررسی
کتاب جسیکا کجاست اثر لیز کسلر ترجمه شهلا انتظاریان نشر ایران بان«ایزی،نگاه کن!» به سراپای بدنم زل زده بودم ، تصحیح می کنم ؛ به شانه هایم زل زده بودم که انگار در وسط هوا معلق بودند و در زیر آنها فضایی خالی به اندازه بدن من بود . ایزی هورا کشید و دست زد. «فوق العاده است ! حالا ببینیم می توانی بدون بستن چشم هات این کار رو بکنی یا نه؟» نامرئی شده بودم که مامان وارد اتاقم شد و گفت :«بس کنید دخت رها ، از وقت خواب خیلی گذشته . حالا دیگر … » و حرفش را قطع کرد و نگاهی به دور اتاق انداخت و پرسید :« جسیکا کجاست؟»











0دیدگاه