نقد و بررسی
کتاب یادت می آید اثر زرن درونکار ترجمه گیتا رسولی نشر زعفرانیادت میآید وقتی از کوه پایین آمدیم، وحشت کردیم؟ یک دفعه پنج تا سگ دویدند توی جاده و نگذاشتند که ما رد شویم. آنها پارس کردند و غریدند و پنجههای جلوییشان را خم کردند؛ انگار میخواستند به دوتا شاهزاده سلام کنند. ما ایستادیم و مثل شاهزادهها به آنها احترام گذاشتیم، ولی سگها…










0دیدگاه