نقد و بررسی
کتاب جسدهای معلق (ادبیات ژانری) اثر مریم فریدی نشر پیدایشداستانی از آینده دور ایران، «سیصد سال» از «انفجار بزرگ» گذشته است و مردم شهر «آلامتو» با یکدیگر خوب و خوش زندگی میکنند. اما داساهای سیاه پوش به آلامتو حمله و آن را تسخیر میکنند و قوانین جدیدی را اجرایی میکنند.
ریرا و آندیا دو زن جوان، بیآنکه یکدیگر را بشناسند، از دو مسیر متفاوت به همدیگر میرسند. هر دو زن جوان، در راهی تیره و پر از خشونت به دنبال زندگی، عشق و خوشبختیاند، اما داساهای سیاهپوش وحشی در حال کشتارند و بیرحمانه در کمین آنان نشستهاند.
ریرا، در پرسه زدنهایش در ساحل، کنار جسد زنی، گردنبندی به اسم «طلسم ماندالا» پیدا میکند. کسی به او گفته بود؛ «اگر کسی سه تای این گردنبند را داشته باشد، شانس به او رو میآورد.»
و آندیا، زنی آشفته با گذشتهای سخت که همراه دوست پدرش ،عمو، در مهمانسرای بلوط زندگی میکند.







0دیدگاه