نقد و بررسی
کتاب پسری که با اژدها پرواز می کرد (جلد سوم) اثر اندی شپرد ترجمه لیلا حسین رشیدی نشر کتاب چآیا با خودتان فکر کردهاید که میتوانید یک اژدها را همیشه در خانهتان نگه دارید و نگذارید از پیشتان جُم بخورد؟ واقعاً چنین خیالاتی در سر دارید؟! پس دیگر وقتش رسیده است که حقیقت را بدانید؛ چون تا به حال سخت در اشتباه بودهاید!
اژدها داشتن واقعاً واقعاً خیلی جذاب است. این را توماس و چندتا از دوستانش میگویند که برای خودشان اژدها پرورش دادهاند: «چشمک» سوسو میزند و به هر رنگی، از قرمز یاقوتی تا آبیفیروزهای، تغییر رنگ میدهد. «یخدَمَک» سر تا پای همه را با یخ میپوشاند و کاری میکند که اطرافیانش جیرینگجیرینگ صدا بدهند! «قایمَک» از جلو چشم ناپدید میشود و استاد اِستتار است و «تابانَک» به رنگ طلایی بینظیری میدرخشد. تازه فقط همینها نیست که! میشود دورِ درخت میوهی اژدها چهارزانو نشست و منتظر ماند تا زمانیکه یک میوهی اژدهای دیگر از ساقهی پیچندهی درخشانش جدا شود و اژدهای کوچولوی تازهای از آن بیرون بیاید!
خُب، معلوم است که با شنیدن این حرفها شما هم دلتان میخواهد اژدها داشته باشید؛ آن هم یکی برای خودِ خودتان! اما قبل از هر اقدامی، باید رازی را با شما در میان بگذاریم: اژدها داشتن همیشه هم خوشایند نیست و دشواریهای خودش را دارد؛ البته منظور کثیفکاری، ردِ پنجهها، ویرانگریها و فضلههای شعلهور اژدهاها نیست! نه!
سختترین بخش ماجرا این است که یک روز باید اژدهایتان را آزاد کنید که برود! بله، دوست من، این سختترین قسمتش است! حالا که متوجه این راز را شدید، آیا فکر میکنید فقط در خوابهاست که میتوان برای همیشه با اژدهاها باقی ماند یا اینکه در نهایت یک روز آنها پیش ما برمیگردند؟











0دیدگاه