نقد و بررسی
کتاب باراگان سرزمین بی حکمرا ن اثر پانائیت ایستراتی ترجمه صابر مقدمی نشر پیدایشوقتی در قفای او از دل این ابدیت مملو از افسانههای شیرین و گوارا جلو میرفتم، اغلب درمانده و شگفتزده از خودم میپرسیدم کیست این پدری که غیر از فلوتش به چیز دیگری فکر نمیکند؟هرگز او را هنگام بوسیدن مادرم ندیده بودم، و غیر از یکی دو بار آن هم موقع ورودمان به لاتنی دست نوازش بر سر و رویم نکشیده بود. به همین دلیل بود که شناخت من از او به اندازه شناخت من از اسبمان، حتی کمتر از آن بود. و اینچنین بود که من در رکاب همسفری محزون و اندوهگین جرئت آن را یافتم که در دروازدهسالگی برای ماجراجویی پا به این وادی پادشاهی خارها بگذارم.






0دیدگاه