نقد و بررسی
کتاب کافه ماه کامل اثر مای موچیزوکی ترجمه مرضیه عاشوری نشر میلکانکافه ماه کامل رمانی خواندنی برای سفری جادویی به درون
کـافهچی لبخندی زد و چشمانش تنگ شـد: «خودت رو درک کن، اونوقت میتونی از خـودت مـراقبت کنی. و بعد مثل ستارهای میدرخشی؛ ستارهای که واقعاً هستی.»
«ستارهای که واقعاً هستم؟!»
«انسانها بهنوبهی خودشون ستارهان میزوکی، تکتکشون.»
به آسمانِ شب نگاه کـردم و چشمانم را بستم. افکـارم بهسمت آپارتمان فعلیام رفت. اگـر تلاش میکـردم، این آپـارتمـان جـای خیلی بهتری مـیشـد. حتی فکـرش هـم هیجانزدهام میکرد. وقتی دوباره چشمانم را باز کردم، کـافهچی و گربهی سنگاپوری ناپدید شده بودند. حتماً برگشته بودند داخل کافه .











0دیدگاه