نقد و بررسی
کتاب شیرین در اردوگاه پیشاهنگی (اگر تعریف نکنم می ترکم 1) اثر بیرسن اکیم ازن ترجمه نازلی خلیلی صفا نشر برکهمامانم فکر میکند ملکهی خانه است. از نظر او، ما باید صبح تا شب نظافت کنیم؛ به علاوه، نباید چیزی را در خانه پخش و پلا کنیم. اما به نظر من، هر چیزی باید بتواند آزادانه
سر جایش بماند؛ از جمله لباس ها، ظرفهای کثیف و کاغذهای استفاده شده. چون فلسفهی من برخلاف مامانم بود، از زمان شروع تابستان من را به اردوگاه پیشاهنگی
فرستادند. مامان تصور میکند که آن جا من را تغییر میدهد.
زهی خیال باطل!
پسرخاله ی عزیزم جِمجان هم تعطیلاتش را در اقامتگاهی هزار ستاره میگذرانَد. غازهای آن اقامتگاه هزار ستاره با جم جان برخوردی داشتهاند. در اردوگاه برنامه دارم که آدم فضاییها را از نزدیک ببینم. همه را در کامپیوترم برایتان مینویسم.
ببینیم آخر سر من برنده میشوم یا اردوگاه؟







0دیدگاه