نقد و بررسی
کتاب آهنگی با طعم آفوگاتو اثر پانیذ زاده گل نشر هوپاندا از دو چیز متنفر است: خانهی جدید و پسر صاحبخانه.
از نظر پدر و مادر جایی با موقعیت و هزینهای بهتر از این پیدا نمیشود. اما ندا هیچجوره با شرط اجاره کنار نمیآید. صاحبخانه میخواهد تعداد اعضای خانواده بیشتر از سه نفر نباشد، چون رفتوآمد زیاد و سروصدا اعصاب پسرش را که در طبقهی بالایی همان ساختمان زندگی میکند، به هم میریزد.
مشکل اینجاست که خانوادهی ندا خیلی بیشتر از سه نفرند!
شاید پدر و مادر فکر کرده باشند با یک مخفیکاری کوچک از پس این شرط عجیب برمیآیند، اما سکوت و آرامش چیزی است که با ندا و خواهر و برادرهایش جور درنمیآید.
خیلی زور دارد که فقط پدر، مادر و برادر کوچکش، نیما، بتوانند راحت رفتوآمد کنند و او و بقیه مثل مهمان، ساکت و آرام در خانه قایم شوند تا کسی نفهمد چند نفرند.
نمیداند مشکل پسر صاحبخانه با شنیدن صدای پا در راهپله، بازوبسته شدن چندبارهی در، حرف و جروبحث چه میتواند باشد. از همه بدتر، ندا عاشق ویالون است. این را کجای دلش بگذارد؟









0دیدگاه