نقد و بررسی
کتاب جمهور اثر افلاطون ترجمه فواد روحانی نشر علمی فرهنگیآیا جمهور، چنان که نامش می نماید، کتابی است در باب سیاست؟ عدالتی که در جمهور بحث بر سر آن است وجوه سیاسی دارد یا جنبه اخلاقی؟ یعنی آیا افلاطون در پی دستیابی به شکل مطلوب حکومت است، یا می خواهد به ما بگوید خود چگونه شخصی عادل باشیم؟ رابطه این دو با یکدیگر چیست؟ اصلا آیا موضوع اصلی بحث در جمهور عدالت است؟ و اگر هست، مراد از عدالت چیست و عادل کیست؟ یا مطابق تفسیری دیگر، این شاهکار فلسفی بیش از هر چیز دفاعیه ای است شکوهمند در ستایش خرد؟ بدین معنا افلاطون در آن راه پر پیچ و خم دیالوگ و عبور از پست و بلند تاریک و روشن مدینه می خواهد چراغ خرد بر افروزد.
پاسخ به سوالات فوق هر چه باشد، اجماعی عام وجود دارد در اینکه مهم ترین درس عملی جمهور آن است که فرد در زندگی باید راه خرد در پیش گیرد، و اگر خود نمی تواند، باید به پیروی از خرمندترین کسی که می تواند بیابد سر بنهد. از این روی است که بهترین مدینه آن است که حاکم آ دوستدار خرد باشد، و بزرگ ترین خطر برای چنین مدینه ای ناتوانی در دستیابی به توافق بر سر این است که چه کسی حاکم باشد. اما خطری بنیادی تر در جایی دیگر نهفته است: بعید است مدینه به داشتن بهترین حاکمان تمایل داشته باشد، زیرا میان ارزش های فرد خردمند و عامه مردم مغاکی است عظیم. با این وصف، چگونه می تواند به آن توافق، سازواری و هماهنگی دست یافت؟ آیا اصلا نظام سیاسی آرمانی ممکن است؟ آیا در جمهور امیدی به زیستن قرین با سعادت می توان یافت؟









0دیدگاه