نقد و بررسی
کتاب باغبان شب (فانتزی سیاه) اثر جاناتان آکسیر ترجمه ثمین نبی پور نشر افقباید آرزوی بهتری می کردی!
کیپ پیراهن خواب را روی سرش کشید و گفت: خیلی قد بلند بود. همه لباس هاش سیاه بودند و یک کلاه بلند سیاه داشت. دوباره نگاه کردم… اما رفته بود.
مالی به برادرش گفت: احتمالا یک نگاه به قیافه ات انداخته و از ترس زده به چاک!
کیپ به او پیله کرد شوخی نمی کنم. اینجا یک ایرادی داره. خودت که دیدی همه شون چقدر رنگ پریده اند. طبیعی نیست…









0دیدگاه