نقد و بررسی
کتاب جک و نگرانی گنده بک اثر سم زپاردی ترجمه مریم بنایی نشر پرتقالجک داستان ما عاشق ترومپت نواختن بود. او هفتهها منتظر بود که در اولین کنسرت زندگیاش اجرا کند. اما صبح آن روزِ بزرگ، نگرانی به سراغش آمد و هر جا که میرفت تنهایش نمیگذاشت. جک یکهو دیگر نتوانست نگرانی را تحمل کند و زد زیر گریه؛ اما مادرش حرفهای خیلی خوبی به او زد.
داستانی الهامبخش و مفید دربارهی دلهرههایی که در مواجهه با اولین تجربههایمان داریم. «جک و نگرانی گندهبک» به بچههایی که از شکست خوردن میترسند، یاد میدهد چطور یک نگرانی گندهبک را کوچولوموچولو کنند تا برود پیِ کارش! و از حس خوبِ بعد از غلبه بر نگرانی لذت ببرند.









0دیدگاه