نقد و بررسی
کتاب ایستگاه آخر اثر مت دلاپنا ترجمه پروین علی پور نشر زعفراناین کتاب داستان پسربچه ای به نام سی جی را دنبال می کند در حالی که او یاد می گیرد زیبایی چیزهای روزمره را هنگام اتوبوس سواری درک کند.
هر یکشنبه بعد از کلیسا ، سی جی و مادربزرگش سوار اتوبوس شهر می شوند. اما امروز ، سی جی تعجب می کند که چرا آنها مانند دوستش کالبی ماشین ندارند. چرا او مانند پسران داخل اتوبوس آی پاد ندارد؟ چطور آنها همیشه باید در قسمت کثیف شهر پیاده شوند؟ هر کدام از سوالات سی جی با پاسخی دلگرم کننده از طرف مادربزرگ روبرو می شود. مثلا هنگامی که آنها به سمت ایستگاه اتوبوس می روند ، سی جی از نانا می پرسد که چرا باید در زیر باران راه بروند ، و نانا پاسخ می دهد که درختان نیز به آب احتیاج دارند پاسخ هایی که به او کمک می کند زیبایی و سرگرمی را در روال زندگی عادی خود و دنیای اطرافش ببیند.
کتاب ایستگاه آخر، سواری ای پرانرژی در یک شهر شلوغ، چشم انداز شگفت انگیزی را که فقط مادربزرگ و نوه می توانند در آن اشتراک داشته باشند برجسته می کند و آن را از طریق متن پر جنب و جوش مت دلاپنا و تصاویر درخشان کریستین رابینسون زنده می کند.









0دیدگاه