نقد و بررسی
کتاب باغ اسرار آمیز (رمان های ماندگار جهان) اثر فرانسیس برنت ترجمه آیدین عمیق نشر پنجره_ببینم، تو شبح نیستی؟
_ نه شبح نیستم.
_از کجا آمده ای؟
_از اتاقم! صدای باد و باران نگذاشت بخوابم و بعد صدای گریه های یکی توجه ام را جلب کرد و تصمیم گرفتم بفهمم صدای گریه های کی است. چرا گریه می کردی؟
_برای این که خوابم نمی برد و سرم خیلی درد می کند.
_تا حالا درباره ی من چیزی بهت نگفته اند؟
_نه هیچ کس اجازه ندارد با من حرف بزند من مریضم و باید برای همیشه روی این تخت دراز بکشم. خدمتکارهای خانه اجازه ندارند درباره ام با کسی حرف بزنند اگر زنده هم بمانم حتماً گوژپشت می شوم ولی فکر نمی کنم خیلی زنده بمانم پدرم دوست ندارد من هم مثل او گوژپشت شوم.
– عجب خانه ی مرموزی اینجا همه چیز اسرار آمیز است. درهای اتاق ها و همین طور درهای بعضی از باغ ها هم قفل اند و تو! تو هم در این اتاق زندانی هستی؟







0دیدگاه