نقد و بررسی
کتاب معمولی مثل بقیه اثر باربارا دی ترجمه فهیمه صدیق عابدینی نشر پرتقالدر داستان «معمولی، مثل بقیه» نورا بعد از پیروز شدن در نبردش با سرطان، آماده است تا به زندگی روتینش بازگردد و به کلاس هفتم برود. اما وقتی به مدرسه برمیگردد، متوجه میشود که رفتار بقیه به طرز کاملآً محسوسی تغییر کرده است. انگار که همه منتظرند او هر لحظه از حال برود یا برایشان عجیب است که همه به او توجه بسیاری دارند. از طرفی، دوست صمیمیاش هارپر، با گروه جدیدی مشغول معاشرت شده و نورا و هارپر، دیگر به اندازهی قبل صمیمی نیستند. سیلاس، از دیگر دوستان صمیمی او، از نورا دوری میکند. نورا گیج است و دلیل این رفتارها را نمیداند. نورا با گریفین آشنا میشود و ماجرای سرطانش را نزد خود نگه میدارد. اما نمیتواند تا ابد این راز را از دوست جدیدش پنهان کند.
با این کتاب همراه شوید و ببینید که بازگشت به زندگی عادی بعد از پشت سر گذاشتن سرطان، چه چالشهایی به همراه دارد و اطرافیان چگونه میتوانند به این افراد در این روند کمک کنند.










0دیدگاه