نقد و بررسی
کتاب سفید برفی و هفت کوتوله اثر برادران گریم ترجمه بخشعلی بایراملو نشر چکهیک روز ،ملکه به شکارچی قصر گفت : ” نمی توانم سفید برفی را ببینم. باید او را به جنگل ببری و سر به نیست کنی.”
شکار چی سفید برفی را به جنگل برد، اما همین که خنجرش را بیرون کشید، سفید برفی به گریه افتاد و گفت :” اگر من را نکشی، تک و تنها به جنگل می روم و دیگر هیچ وقت به قصر بر نمی گردم.”







0دیدگاه