نقد و بررسی
کتاب دور و دورتر اثر اولیو روسرو ترجمه پژمان طهرانیان نشر افقحالا حس میکرد داخل کلیسایی است، اما کلیسایی بناشده بر پایههای وحشت، چون حالا دیگر نالههای پراکنده هرازگاهی شدت میگرفتند، در مکانهایی همانقدر نزدیک که دور، نالههایی آرام و در عینحال نافذ، نالههایی که خطر تبدیلشدن به نعره را داشتند…نالههایی که یکبار برای همیشه مرد را فلج کردند قبل از آنکه اولین چهره را ببیند: زنی را در سکرات موت. دور و دورتر، با فضای اسرارآمیز آخرالزمانیاش، یادآور آثار کافکاست. تصویرپردازیهای غریب و مهیبش آثار برخی نقاشان سوررئالیست و روایتش برخی آثار دیوید لینچ را تداعی میکند. هفتهنامهٔ پابلیشرز ویکلی آن را «کابوسی پرتبوتاب و پرقدرت» توصیف کرده، «شاهکاری فراموشنشدنی از یکی از تأثیرگذاترین رماننویسان معاصر کلمبیا» که شمار رمانهایش از عدد ده فراتر رفته و جوایز ادبی بسیاری نصیبش کرده است.








0دیدگاه