نقد و بررسی
کتاب تار و پود جهان هستی (درباره زمان، مکان و بافت درونی واقعیت) اثر برایان گرین ترجمه ابراهیم رفرف نشر علمی فرهنگیحقیقت انسان هنگامی متزلزل می شود که خود را در جایگاه خدا قرار می دهد؛ این بدان معنی نیست که وی آشکارا اعلام خدایی می کند، بلکه هرگاه انسان در ظن خود قدرت هایی را به خود انتساب می کند که فراتر از حقیقت اوست، زیر پای خود را خالی کرده است. انسان باید همان بنماید که هست یا همان باشد که می نماید، وگرنه نه نصیبی از هستی خواهد داشت و نه نقشی در نمایش. برای موجودات بی جان، اکنون و ابدیت حکم واحدی را دارد. ما به عنوان موجود زنده هوشمند حضور مرکبی در زمان و مکان و در ابعاد ناشناخته داریم. انسان بی اراده به طعم ابدیت از کنار اکنون می گذرد. اما اراده انسان وی را قادر می سازد که نیرومندانه بر اکنون تمرکز کند و بداند که دهلیزی وجود دارد که اکنون را به هسته عمیق واقعیت متصل می سازد. تمرکز روی اکنون و ورود به گذرگاهی که انسان را به هسته واقعیت رهنمون می شود، در حوزه قدرت کسانی که حقیقت خود را هنوز نشناخته اند نمی تواند باشد.








0دیدگاه