نقد و بررسی
کتاب جنگی که بالاخره نجاتم داد اثر کیمبرلی بروبیکر بردلی ترجمه مرضیه ورشوساز نشر پرتقالدر کتاب «جنگی که بالاخره نجانم داد» دوباره با آدای یازده ساله همراه میشویم؛ پای او بالاخره درمان شده و میداند آنچه مادرش میگفت حقیقت ندارد؛ او آسیبدیده و ناتوان نیست. اما این را هم میفهمد که دخترِ کسی نیست. پس آدا چه کسی است؟ جنگ جهانی دوم ادامه دارد و آدا و برادرش با سرپرست قانونیشان سوزان در کلبهای با خانم صورت اتویی- خانم تورتون- و دخترش زندگی میکنند. زندگی در خانهی شلوغ آسان نیست. بعد سروکلهی روت هم پیدا میشود؛ یک دختر یهودی، از آلمان. یک آلمانی؟ ممکن است جاسوس باشد؟ نتایج جنگ محسوستر میشود و فاجعه نزدیکتر، و زندگی در جنگ حتی از قبل پیچیدهتر… آدا تصمیم میگیرد چهجور آدمی باشد؟ چطور به جنگیدن ادامه دهد؟ و برای نجات چه کسانی خودش را به زحمت بیندازد؟
این داستان تاریخیِ شاهکار، انتهای سفر آدا را برایمان بازگو میکند. سفرش برای خانواده، ایمان و هویتی که در کتاب «جنگی که نجاتم داد» شروع شد و نشانمان میدهد که آزادی واقعی فقط حق انتخاب نیست، بلکه توانایی درست انتخاب کردن است.









0دیدگاه