نقد و بررسی
کتاب تیمی کارناگاه 7 (خداحافظی با گنده) اثر استفان پستیس ترجمه زهره خرمی نشر پرتقالدر هفتمین کتاب از مجموعهی «تیمی کارناگاه» تیمی قانع نمیشود که تیره شدن ناگهانی آسمان توی روز روشن فقط یک پدیدهی خورشیدگرفتگی بوده، و فکر میکند خورشید در آسمان ناگهان منفجر شده و نشانهای از طرف خدایان بوده تا او از کارآگاهی، یا بهتر بگوییم، از کارناگاهی بازنشسته شود! حالا او میخواهد دَمبهدَم همهجا فقط روبدوشامبر بپوشد، پیپ بکشد، خاطراتش را بنویسد و از دوران بازنشستگی بعد از یک عمر کارناگاهی پرافتخار لذت ببرد. اما… مگر خفنیت تیمیِ ما تمام شدنی است؟ نخیر! داستان از این قرار است که مدرسهی آقای جنکینز یک پروژهی بزرگ برای بچهها در نظر گرفته؛ آنها باید با همکاری هم یک فیلم بسازند که هر کس در آن وظیفهای دارد. در این بین، وظیفهی فیلمنامهنویسی به گردن تیمی میافتد و او به پیشنهاد آقای جنکینز میخواهد خاطرات زندگیاش را به فیلمنامهای توپ تبدیل کند؛ غافل از اینکه کسی هم وجود دارد به اسم کارگردان فیلم!
بار دیگر با تیمی و ماجراجوییهای جالب و خواندنی او همراه شوید و ببنید که او به عنوان رئیس آژانس خرابکاری، اینبار درگیر چه معما و پروندهای شده است.









0دیدگاه