نقد و بررسی
کتاب سرسی اثر مدلین میلر ترجمه رزا حسینی سارانی نشر میلکانکاخ اوسیانوس که در ژرفای زمین قرار داشت، بسیار شگفت آور بود. طاقی های بلند تالارهایش سراسر طلاکوب بودند. کف سنگی اش طی قرن ها رفت و آمد ایزدان هموار شده بود. در هر اتاقش، صدای خفیفی از رود اوسیانوس می پیچید که سرچشمه آب شیرین جهان بود. رود چنان در تاریکی فرو رفته بود که معلوم نبود عمقش تا کجاست و بستر سنگی اش کجا آغاز می شود. در کناره رود، چمن و گل های ظریف خاکستری می رویید و همان جا بود که فرزندان بی شمار اوسیانوس بزرگ می شدند: نایادها، پری های دیگر و ایزدان رودها. موجوداتی که بسیار پر جنب و جوش بودند، خنده سر می دادند و چهر های شان در نور کم تالارها می درخشید؛ جام های طلایی را میان خودشان دست به دست می کردند، در بازی های دوستانه شان با یکدیگر کشتی می گرفتند و به هم عشق می ورزیدند. سر آمد آن همه زیبایی که به ظرافت گل سوسن می نمود، مادرم بود.
در خانه هلیوس، ایزد خورشید و نیرومندترین تایتان، دختری به نام سرسی به دنیا می آید. اما او نه قدرت پدرش را دارد و نه زیبایی اغواگر مادرش را. پسر برای یافتن همدم به دنیای فانیان رو می آورد و در همین مسیر، کشف می کند نیرویی در اعماق وجودش نهفته است: جادوگری؛ قدرتی مهیب که با آن می تواند دشمنانش را به هیولا بدل کن و حتی ایزدان را به مبارزه بطلبد.
زئوس که از قدرت او بیمناک شده، سرسی را به جزیره ای دورافتاده تبعید می کند. سرسی در جزیره به تنهایی هنر جادوگری اش را پرورش می دهد، جانوران وحشی را رام می کند و طی ماجرهایی با چهره های بزرگ آن روزگار رو به رو می شود: مینوتور، ددالوس و پسر ناکامش ایکاروس، مده آی خون خوار و البته، اودیسیوس حیله گر. در این گیر و دار، سرسی، ناچار برای محافظت از آنچه بیش از همه دوست دارد، باید همه توانش را به کار گیرد و مشخص کند جایگاه واقعی اش میان ایزدانی است که از آن ها زاده شده، یا میان انسان هایی که دوستشان دارد.
رمان سرسی با شخصیت های فراموش نشدنی از اساطیر یونان، نثری افسون کننده و تعلیقی نفس گیر، روایتی درخشان از رقابت های خانوادگی، دسیسه های درباری، عشق و فقدان است و در نهایت، ستایش نیروی شکست ناپذیر زنان در جهان مردسالار.








0دیدگاه