نقد و بررسی
کتاب چه کار می کنی با یک فکر نو اثر کوبی یامادا ترجمه فرمهر منجزی نشر پرتقالپسربچهی داستان ما، فکرش را میبیند که روبهرویش ایستاده. فکر برای پسر غریبه است. برای همین هم راهش را میکشد و میرود. اما فکر دنبالش میکند. پسربچه و فکر کمکم باهم دوست میشوند تا جایی که پسر حس میکند زندگیاش با فکر بکری که دارد بهتر است. پسر به فکرش توجه میکند، به او غذا میدهد و با هم بازی میکنند. سرانجام فکر بالهایش را باز میکند و پرواز میکند. پسربچه با توجه به فکرش دنیای زیباتری ساخته است!
فکرهای عالی ممکن است هر لحظه سر برسند، اما تو با آنها چهکار میکنی؟ اگر همه بگویند عجیب است، چی؟ یا اگر بگویند خیلی سخت است یا وقت تلف کردن است یا اینکه بخندند و مسخرهات کنند؟ پسرک این داستان به حرف بقیه توجهی نکرد. دست فکرش را محکم گرفت و ازش مراقبت کرد. فکرش بزرگ و بزرگتر شد… پسرک خوشحال و خوشحالتر شد… دنیا قشنگ و قشنگتر شد.










0دیدگاه