نقد و بررسی
کتاب مگسک سکسک پیدایت کردم (داستان های مگسک و پسرک) اثر تد آرنلد ترجمه شهلا انتظاریان نشر علمی و فرهنگیروزی بازز و مگسک از خانه بیرون رفتند. بازز گفت: «بیا قایمباشک بازی کنیم.» مگسک رفت توی سطل زباله قایم شد. او همیشه تو سطل زباله قایم میشد. مگسک میخواست تا بازز بیاید و پیدایش کند، چیزی بخورد.










0دیدگاه