نقد و بررسی
کتاب بی پا راننده کامیون می شود اثر ریفات ایلگاز ترجمه پری اشتری نشر کتاب دوکمردی پر مو و ریشو داشت از پایین میآمد. وقتی میخواست از کنار بی پا بگذرد، او صدا زد:((عمو!)) مرد به او نزدیک شد و گفت:((بفرما پسرم!))
((داشت میرفت پایین… دیدیش!))
((کی رو؟))
((هندونه رو!))
((گفتی هندونه؟))
((بله عمو! با سرعت داشت میرفت پایین!))
((هندونه داشت میرفت؟))
((آره!ندیدینش؟))
مرد که شوخ به نظر میرسید گفت:((دیدم!مگه میشه نبینم!سوار اسب شده بود،داشت میرفت.))
داستان «بی پا راننده کامیون میشود» درباره یک پسربچۀ لاغر مردنی به نام بحری است. بحری اهل ترکیه است. او بههمراه پدر و مادرش تازه به استانبول نقلمکان کردهاند. بحری چون پاهای لاغری دارد، بچههای محل به او لقب بیپا دادهاند. پدر بحری کامیون قراضهای دارد. روزی پدر به بحری هندوانۀ بزرگی میدهد که به خانه ببرد. هندوانه سنگین است و بحری تصمیم میگیرد که بهجای بغلکردن آن را مثل تایر روی زمین بغلتاند؛ اما هندوانه از زیر پای بحری در میرود و در سراشیبی سرعت میگیرد و به تنه درختی برخورد میکند و میترکد. گروه بچههای بد متشکل از سعیمه جیشو، عارف بوگندو، شعبان کولی هندوانه شکسته را میخورند و حال، بحری بیپا باید هندوانه دیگری به خانه ببرد و گرنه کتک مفصلی از پدرش میخورد…
داستان بی پا راننده کامیون میشود قصهای زیبا در ژانر طنز است که مخاطب با خواندنش نمیتواند جلوی خنده خود را بگیرد. لحن داستان بسیار صمیمی و دوستداشتنی است و تشابهات فرهنگی بین مردم و بچههای ایرانی را با مردم و بچههای اهل ترکیه بهخوبی نشان میدهد. خواندن این کتاب برای نونهالان، نوجوانان و بزرگسالان بسیار جذاب و دلنشین است.








0دیدگاه