نقد و بررسی
کتاب دوریت کوچک اثر چارلز دیکنز ترجمه محمد قاضی نشر بدرقه جاویداندر کشور فرانسه در نزدیکی بندری کنار دریای مدیترانه، محبسی برای بدهکاران بنا کرده بودند که آن را زندان قبل می نامیدند.
حکایت از مردی است که از دوخت و دوز دنیا اسیر صندلی کهنه زندانی می شود و تنها امیدش دختر کوچک اش است که با جان دل برای زنده ماندن، با چرخ خیاطی روزگاری سپری می کند.
دو سال پیش به مارسی آمدم. آنوقت فقیر بودم و این حقیقتی است. با گرفتن بیوه یک مهمانخانه دار که ثروتی داشت وصلت ناجوری کردم. خیلی دیر متوجه شدم که اخلاق ما باهم جور نخواهد شد. سر پول چند دفعه باهم دعوا کردیم هروقت برای مخارج شخصی خود به مبلغ ناچیزی احتیاج پیدا می کردم دعوای تازه ای برپا می شد…








0دیدگاه