نقد و بررسی
کتاب نور و اهریمن (جهان شناور 2) اثر آکسی اه ترجمه سامره عباسی نشر مونرن کف زمین نشست. نمی دانست با آمدن به اینجا چه چیزی منتظرش است. تنها می دانست این کاخ و این اتاق روزی متعلق به مادرش بوده اما هیچ نشانه ای که ثابت کند او اینجا زندگی کرده وجود نداشت. هیچ چیزی که به علایقش اشاره کند نبود؛ نه کتابی، نه سازی، نه طرح و تابلویی. حتی یک سلاح هم آنجا نبود! نشان مادرش را به کلی پاک کرده بودند.
نگاه رن به جعبه ای افتاد که نسبت به محتویات اندک درونش، بسیار حجیم بود. در جعبه را برداشت، قوطی مرکب و قلم مو را بیرون آورد، سپس کف جعبه را شکست. محفظه ای آشکار شد که داخلش کتاب کوچکی بود. رن با انگشتانی لرزان کتاب را برداشت. پیش از آنکه ورق بزند و صفحه اولش را ببیند می دانست کتاب متعلق به چه کسی بوده.
پشت جلد با خطی خوش نوشته شده بود:
آنکه بال دارد، همواره آزاد خواهد بود. آریا، شاهزاده خانم سارنیا.










0دیدگاه