نقد و بررسی
کتاب نیه توچکا اثر فیودار داستایفسکی ترجمه محمد قاضی نشر علمی فرهنگینیه توچکا در شمار آثار اولیه مهم داستایفسکی است که اگرچه به دلیل دستگیری وی برای همیشه ناتمام مانده، بعدها مضامین موتیف وار آن، همچون مقدمه، در دیگر آثار آمده است؛ مهم ترین این درون مایه ها عبارت اند از میل پنهان بشر به نابودی امکان های درونی و استعدادهای خویش از طریق فراهم آوردن انواع توجیهات، از خودبیگانگی، و جست و جوی هویت. نیه توچکا زنی است جوان که ضمن روایت زندگی خود ماجرای زندگی پدر سودازده و شکست خورده اشت را روایت می کند؛ دو سرنوشت در هم تنیده هولناک: پدری میانسال و گرفتار انواع مشکلات مالی و اجتماعی و هویتی که همچنان در این توهم می زید که روزی موسیقیدانی برجسته خواهد شد. و فرزندی گم گشته میان دو هویت متعارض: یکی روحی آسیب دیده از ناملایمی های ناشی از نوع زندگی پدر، و البته ماد، و دیگری جان بیقراری که با ورود به زندگی خانواده ای مرفه همواره در پی علاج آن آسیب هاست. از این منظر، در نیه توچکا صدایی زنانه بلند است؛ زنی با استعداد و با روحیه ای شکست ناپذیر خود را -چنان که رایج است- تنها قربانی مردسالاری نمی بیند، بلکه در پی آن است که بیاموزد که چگونه از هنگامه شکست به درآید و به پیش برود.










0دیدگاه