نقد و بررسی
کتاب شاهزاده سیاه پوش 5 (بازی محرمانه) اثر شنون هیل و دین هیل ترجمه شیدا رنجبر نشر پرتقالماگنولیا برای اینکه کسی او را نشناسد، همیشه لباس سیاه میپوشد و برای همین به شاهزاده سیاهپوش معروف شده. او به قصر شاهزاده گلعطسه رفته تا با هم بازی کنند. جانمیجان! قصر شاهزاده گلعطسه شبیه قصر بازی است! همهجا پر از اسباب بازی و عروسک است. حتی اتاق پذیرایی را پر از توپهایش کرده. در میان بازی و شعر خواندن، ناگهان صدای جیغی به گوش میرسد. کسی دارد فریاد میزند: کمک! کمک! انگار هیولای ناقلا به بچهگربهی نازی حمله کرده و میخواهد او را بخورد! ماگنولیا دوباره لباسهای شاهزادهسیاهپوشیاش را میپوشد و خودش را برای جنگ با هیولا آماده میکند. این بار شاهزاده گلعطسه هم تصمیم میگیرد به کمک او برود و در جنگ هیولا شرکت کند. راستی او برای اینکه کسی نشناسدش، مجبور است لباسهایش را تغییر بدهد؛ درست مثل ماگنولیا. اما خب چی بپوشد؟ چطور است حولهها و پتوها را دور خودش بپیچد؟
همین چند روز پیش بود که شاهزاده سیاهپوش و انتقامگیرندهی بزها یکی از هیولاهای ناقلا را شکست داده بودند؛ حالا اما انگار باز سروکلهی یکیشان پیدا شده است! در ماجرای دیگری از این مجموعهی هیجانانگیز، با ماگنولیا خانم شجاع همراه شوید.







0دیدگاه