نقد و بررسی
کتاب جوجه های سونیا اثر فیبی وال ترجمه فهیمه شانه نشر کتاب پارک«جوجه های سونیا» یک روز سر از خانهی آنها درآوردند و قرار شد سونیا از آنها مراقبت کند. سونیا و پدرش مرغداری قدیمی حیاط را برایشان تمیز کردند و سونیا خیلی خوب از آنها نگهداری میکرد؛ هر روز صبح درِ مرغدای را باز میکرد تا جوجهها در حیاط بازی کنند و آب و کاه تازه برای آنها میریخت و مرغداری را تمیز میکرد. با مراقبت سونیا، جوجهها روز به روز بزرگ و بزرگتر شدند تا خیلی زود به مرغهای تپل و سرحالی تبدیل شدند.
یک شب سر و صدای عجیبی از مرغداری آمد و اتفاق تلخی برای یکی از مرغها افتاد، یکی از مرغها ناپدید شد. بنظر شما چه اتفاقی افتاده و چه بلایی سر مرغ آماده است؟ فهمیدن حقیقت برای سونیا ناراحتکننده است اما وقتش رسیده او چیزهای تازهای دربارهی چرخه حیات و زندگی طبیعت بداند.










0دیدگاه