نقد و بررسی
کتاب روز اول قبر اثر صادق چوبک نشر بدرقه جاویداناندام میانه و فربه حاجی، با عصای آبنوس سرنقره از پیش، و هیکل تکیده و لاغر خان ناظر از پس به جلو خان مقبره رسیدند. حاجی آن جا ایستاد و عصایش را برد پشت سرش و سر آن را محکم با دو دست گرفت و به آن تکیه زد. نگاهش رو در و دیوار مقبره می چرخید. نفس نفس می زد و خس خس تنگ نفس با صدای تپش قلبش رو پرده گوشش می کوبید. تا آن روز مقبره خود را ندیده بود…





0دیدگاه